لاف دلجویی بسیار زنند لیک لحظه ای بیش نیست
کجایی شهر بودی همه جاها رو گشتم ومن رو دلنگرون خود کرده ای سال ها و سال هاست ، لحظه ها رو فدایت کرده ام در پیت خواهم گشت من تا نفس دارم ای دل من : روزگار را خوب دیده ای؟؟ دروغ هایش را باور کرده ای؟ طعم تلخی را کشیده ای؟ یک روز تا بحال شاد گشته ای؟ در پی هر شروعی پایانی است برای خاتمه ها من به پایان رسیدم ولی هنوز به خاتمه ها نرسیدم به پایان رسیدن و برای شروعی دوباره ،تجربه جدید خب دوستایی عزیزم مرسی که اومدید بگم که دیگه به وبلاگم سر نمیزنم ، پست جدیدی هم نمیذارم وبه جایی اون چند نوشته قبل خودم رو جایگزین کردم ، ودر ضمن همه نظرخواهی پست ها رو غیر فعال کردم اگه با حرفی و نوشته ای دل کسی رو شکوندم عذر خواهی میکنم خداحافظ خداحافظ همین حالا......... خدا حافظ.... jamilafravi@yahoo.com و نفرین بر دل من دلی که تمنایی رفتن و گذشتن از دوست رو میخواهد و عقلی که تمنایی ماندن و جاویدان شدن رو میخواهد غصه تلخی رو شنیدم از دوستی و خیلی دلگیر شدم نوشته تلخی رودیدم از دوستی و خیلی دلگیر شدم دل به دلم سوخت لحظه ای اشک بر گونه هایم ریخت لحظه ای دوست وفاداری هستم برای دوستان زیاد ولی خودم دوست وفاداری ندارم زیاد من برای همه مرهم بوده ام زیاد ولی برای دل شکستنم بوده اند زیاد باعث دل خوشی همه بودم زیاد ولی باعث دلهره من بوده اند زیاد خوش بحال دوستی که گاهی دلش میگیره ویادت میکنه و چه بدبخت دلی دارم من که همش دلگیره و یادت میکنه روزگار غریبی است روزگار غریب، مردمی دارد که صادقانه دروغ میگویند مردمی دارد که برای گناه بسم الله میگویند. مردمی دارد که بد میکنند و خوب میدانند مردمی دارد که افتخار میکنن که نبوسیدن ولی بوسیده شدن. مردمی دارد که زیاد دوستت دارم ها را شنیدن و تکراری شده براشون. مردمی دارد که گر خوب باشون باشی بهت به بدی نگا، میکنن ،کردن. و چه بد دلی دارم من چه بد دلی دارم که خوبی
میکند. مبهم میگوییم حرفایم را تا بدانم چقد بهم نزدیکی یا دور؟ گفته ها رو نباید گفت گر گفت و شنیده نشد چکار باید کرد؟ و دروغی بزرگ است دنیا و سرنوشت و زندگی و عشق و دوست داشتن........ من هیچی رو باور نداشتم ، ندارم به هیچی اعتماد و اعتقاد نداشتم و ندارم به هیچی دلبند و دلخوش نبودنم و نیستم من باز موندم خودم و خودم و خودش وخدا و کسی دیگر و خدایی که در همین حوالی و نزدیکی است چه خیالی میکند دل من چه بیهوده میخندد دل من چه بی ثمر میگرید دل من چه بی فایده منتظر است دل من و نقطه سر خط. پ.ن: همه نوشته هام با *و* شروع میشوند و این داستان زندگی من است که
همچنان ادامه دارد و تا *و* دیگر خدا نگهدار شما jamilafravi@yahoo.com این گلـــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــهایی زیبــــا تقدیم دوستایی گلــــــــــــــ
ــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــم امیــــ ـــدوارم که روزایــــ ـــی خــ ــوب و پر از شـــــ ـــــادی و خوشـــ ـــــی را تجـــــ ـــربه کنیـــ ـــد امروز فردا و فردا زندگی خوشی غم مرگ آشنایی دوستی عاشقی دل باختن دل کندن جدایی غریبه ای تنهایی بی کسی باکس شدن عیب جویی بی کسی تنهایی بد بودن متفر شدن تغییر کردن خوب شدن خسته شدن بد بودن گر خود رو درنیابیم در این گردباد زندگی اسیر خواهیم شد
خدایا مرا از بهشت راندی وبه جهنمی بنام دنیا فرستادی و برایم شروعی قرار دادی بنام
تولد و پایانی بنام مرگ و ای خدا کاشکی ایستگاهی برایم میذاشتی تا بین این شروع و پایان که
گاهی دلم هوایت کرد بهت سری بزنم ایستگاهی میذاشتی که گاهی زندگی ، ممکن دیگر نبود بهت سر میزدم که گاهی ناخوش میشوم دوباره بسویت ببایم که گاهی وقتی گوشی برای حرفایم نبود بسویت بیایم و بات حرف بزنم که گاهی عاشق میشدم بسویت می آدمو با هم عشق بازی میکردیم که گاهی که مظلوم میشدم ، می اومدمو حقم رو پیشت طلب میکردم که گاهی که گناه نمی کنم و گناه میدانند ، خوبم دانی که گاهی که دلم کسی خواست و دلش خواست ولی دیگران نخواستن بیاییم و در
حریمت زندگی کنیم ، زندگی حق من است وقتی میشود که با هم بود ، محال نیست ، ولی دنیا جهنم است دوستم ، خوبم ، مهربونم دلگیر نباش گناه زمنو تو نیست ، دنیابرایمان جهنم است ، از عذابش نترس ، همان
چیزی هست که باید باشد راهی می یابم تا بگذرم ، نمی یابم ، می یابم ولی رنگ خدا رو ندارد ،
دارد ولی اگه نگذرم خدایی خدایی میشود خدایا در این جهنم کسی رد تو رو نمیگیرد خدایا در این بازی منو باخته میدانن، چه بد خدایا چرا به من میخندد؟؟ میبینی خدا دارد به من میخندد خدایا چرا حرف زدن از تو برایشان سخره هس؟ خدایا غریبم در بین همه این آشنا دریابم یا رب خدایا کی میشود که بهت برسم، زندگی سخت است خدایا مرگ رو گذاشتی تا دوباره بهت برگردم خدایا میخواهم بهت برگردم ، گفت اشهد ان الموت الحق خدایا من طالب حقم ، و تو هم حقی ، ای حق دان ، حقم رو برگردان حقم رو برگردان حقم را حقم .. . . . . . ... . . . . . . . . .. ...... . . . . . . .. ................. .....
..... . .. . ..... .. . . . . . . دوست داشتم ، که گفتی دوستت دارم دوست داشتم ، که گفتی فقط تورو میخوام خواستمت ، نه اینکه کسی واسه خواستن دیگر نبود خواستمت ، چون که گفتی هر جوره بام میمونی برام این و اون مهم نیستن من از این و اون ترسی ندارم که قبول نکنن گر من بخواهم و تو بخواهی و خدا هم بخواهد ترس یعنی چی؟ حالا که من خواستم و تو هم (دقیقا نمیدونم) و خدا هم نه نگفت گفتی تصمیمت رو بگیر با تندی به من من تصمیم رو گرفتم ولی نگفتم ، دارم به تصمیم عمل میکنم حالا که هستم و ازت میخوام که باشی ولی تو تصمیمت رو نگرفتی حالا من به تو میگم تصمیمت رو بگیر ولی نه با تندی با عزیزم و دوستت دارم بهت میگم که تصمیمت رو بگیر من ما میشود یا من می ماند اینو خودت هم گفتی ، ترس داشتی بهت یقین دادم ، بیشتر ترسیدی چرا؟ و،وقتی دوست میداریم ، با خواهش میطلبیم که دوستمان بدارند وگر دلی سوخت و شکست و دوستمان داشت ، واز بودنش مطمئن شدیم براش ناز میکنیم ، وکبر می ورزیم ، و عشقمون میشه ، منت گذاشتن تا اینکه عشقمون تبدیل به نفرت شه ، تا اینکه جدا شیم چه خیالی میکنم من و چه تصوری دارد او ؟؟؟؟؟؟ هر دو میترسیم من و او هر دو از دوری می ترسیم او از دوری جاده ها من از دوری دل ها آفرین بر منو و صد خاک بر سر دل من دلی که قراری نداری ، نفرین بر آن عاشق نه، دیگه عاشق نمی شوم ومنی که صبوری میکردم ، یادت رفت ای من که قرار بود از خودت چیزی نگی؟؟ چیزی هم نگفتی ، ناگفته هایت زیادن ، ولی هم گفتی و خیلی شکستن دلت رو هیهات که فراموش کنی ،عهدت رو ای من ، دگر محرمی نداری بمان با خودت وقتی دوست و دین و دنیا علیه تو میشون دیگه به کی پناه باید بیاری؟؟ وقتی دوستت دارم آسون گفته شود وقتی دوستت دارم سخت گفته شود توروخدا بگو باید به کدام یک اعتماد و ایمان داشته باشم؟؟؟ من که دیگه از تنهایی گله ی ندارم خدایا چقد دوستم داشتی ، ومرا به غیر خودت وا مذارم توروخدا نذارم؟؟؟ خدایا بندهایت برای تو نذر میکنن ، هر کس در حد توانش چیزی قربانیت
میکند خدایا من تهدستم ، هیچی ندارم هیچی خدایا قبولم میکنی خواهم برایت نذری کنم؟؟؟ خدایا من خواهم تمام لحظه هام رو نذرت کنم خدایا من خواهم نفسم و و گفتارم برای تو باشد خدایا کمکم کن ، نذر من از بنده هایت بدوراست خدایا وگاهی وقتا چقد گلایه میکنم و جوابم رو میدهی خدایا گر جواب تحیراتم رو نمیدایی من ، بی من چی میکردم؟؟؟ خدایا بنده هایت وقتی نذر میکنن ، هر کس چیزی میخواهد از نذر خویش خدایا نذرمن این است که همیشه ، در کنارت باشمو ، بنده خوبت ، نه
بیشتر خدایا دوستی خواهم ازت که از دوستی با تو می آید ، منو با تو آشنا
سازد خدایا چرا اینجا با بند هایت نمیشه ، مهربون بود ، خوب بود؟؟؟ خدایا اینم دیگه چه حقی است که گر خوب باشی ، بهت میگن چرا خوبی ، چرا
بد میکنن؟ خدایا اینم دیگه چرا هست اینجوری ، که گر خوب باشی نزدیکت میشون ، و
بعد فرار میکنن؟ خدایا چرا محاسبه هایم همشون به تهی خاتمه میشن؟؟ خدایا چرا دیگه سخت است اعتماد کردن و باور کردن ، دوست داشتن
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایا چه حکمتی دارد کارت خدایا ، غریبه هایی که آشنا شدن ؟؟ خدیا اشتباه کردن این غریبه ها ، گناه کردن ، برایت بود ، مگذار برایت
دیگرنباشد خدیا گفتمت چیست ، آخرش ، و بهم گفتی که چیست ، ولی من نخواستم ،
شایدم نبود خدایا گر دوستی هست ، امتحانت برای چیست ؟؟؟؟ خدایا مرا خوب دانی ؟؟ خدایا منم بنده ات ، هرچی باشم ، هر کی باشم ، تورخواهم ، تورو ، و
کسی از تو رو؟؟ خدایا گر دوستی هست نزدیکش گردان ، نزدیکمان گردان ، تا نزدیکت گردم خدایا و من ،منو تو و کسی مانده ایم دوباره کسی رو نزدیک کن ، نزدیک کسی رو نزدیک کن کسی دیگر رو کسی دیگر..................... .......................... .
.. . . .. . .. . . . . . . . . . . و بعضی ها چقد کمبود دارند که ........... و بعضی ها چقد بی مرامی می کنن که.......... و بعضی ها چقد خوبن و دورن...... وبعضی ها چقد بد هستن و
نزدیکن.... وبعضی ها چقد بیهوده هستن که...... وبعضی ها وقتا دوست میداری و می گویی.... وبعضی وقتا دوست میداری و ساکت میمونی... وبعضی وقتا دوست میداری و دوستت هم میدارند وبعضی وقتا دوست میداری و دوستت نمیدارند وبعضی وقتا دوست نمیداری و دوستت میدارند وبعضی وقتا دوست نمیداری و هم دوستت نمیدارند وبعضی وقتا دوست نه که متنفر میشوی وبعضی وقتا دوست نه که عاشق شیدا میشوی وبعضی وقتا از گفته هایت پشیمون میشوی وبعضی وقتا از ناگفته هایت پشیمون میشوی وبعضی وقتا عاشق میشوی و میرسی وبعضی وقتا عاشقت میشون و میرسین وبعضی وقتا بدنبال عشق میگردی و نمی یابی وبعضی وقتا از عشق فرار میکنی زندگی!!!!!!!!!! زندگی چیست؟؟؟؟؟ واسه چی زنده ایم ؟؟؟ برای کی؟؟ زنده ام به امید دیداری زنده ام به امید دوستی زنده ام به امید فردایی زنده ام به امید عشقی زنده ام به نفرین سرنوشت زنده ام به نفرین مرگ زنده ام به لغزش عشق زنده ام چون باید زندگی کنم به کسی گفتم که اعتقاد و اعتمادیی ندرام به هیچ چیز سوالم کردی چرا یعنی چی؟؟؟ دیشب مغموم بودم امشب شادم ، من به ماندگاری شادی و غمم اعتقاد ندارم و کاشکی و کاشکی و کاشکی که روزی پرده دلها برداشته شود و دیده شود کی عاشق است و کی
هوس باز همه دوستت دارم ها رو میگویند همه دلم تنگ شده ها رو میگویند همه شاید خوب باشن همه شاید بد باشن من به همه اعتماد ندارم، ندارم کاشکی پرده دل برداشته شود و دوست ببیند که دل چه تمنایی برای دیدارش دارد
کاشکی پرده دل برداشته شود و دوست ببیند که چه افکاری در پیش دارم کاشکی یک روز پرده دل برداشته شود و دوست ببیند که چرا نگاش میکنم و
نکردم کاش یه روز ، کسی بیاید و من همچنان ایستاده به راه هستم و منتظر دوستی و دوباره خودم میمانم و خدا و کسی دیگر من خدا و کسی دیگر کسی دیگر............ ............................................................... . .
.. . . .. .. .. . .... . .. . سلام بر همگیــــــــــــــــــــــــ امیدورام حالتنون خوب و سر شار انرژی و امید باشید مرسی که در وبلاگم حضور پیدا کردید حتما هم به این وب هم سر بزنید http://shayan-shangool.blogfa.com/ درباره من؛ پروفایلم فعاله ، و حتما هم قسمت درباره وبلاگ رو هم بخونید و خوشحال میشم که انتقاد سازنده ازم بکنید، درباره وبلاگ، نوشته هام ، نوع صحبتم و مطالب و .... ودر آخر:: خداوندا به ما قدرت بده ذهنمان به هر چیزی نیندیشد چشمانمان هر چیزی رو نبیند گوش هایمان هر چیزی رو نشنود زبانمان بدون تامل و تفکر هر چیزی رو نگوید و دلمان رخصت ورود به هر کسی رو ندهد در پناه حق وبه امید آخرین جمعه انتظار و حرفی خالی از سخن؟ و نگاهی پر از خواهش؟ و دیداری پر از اشتیاق؟ و گوشی پر از حرف نشنیده؟ و دستایی پر از سردی؟ و پاهایی لغزنده در راه؟ و عقلی مجنون گشته؟ و دلی غمیگن زده؟ و فکری پر از خیال؟ و ایستاده به راه ؟ و در تحیر خود وا مونده؟ و فریادی که زده نشد؟ و بقضی که ترکیده نشد؟ و اشکی که در تقاطع ریختن وا موند؟ و حسرتی که در دل مانده شد؟ و رویایی که به حقیقت پیوست؟ شیرنی سخنی که تلخ شد؟ و خدایی در همین نزدیکی خدایا.... فکرش در کجا بازی میکرد؟ چه تصویری کشید زمن؟ من چه سخنی زخود گفتم؟ قرار در بی قراری دگر نیست قرارگاه ام کجاست؟ و راهی که بی راه گشت و دلی نشکسته شکست چی بود؟ چه حرفهای که زده نشد و شد چه تلخ حقیقت رو باید جست جستم ، پیدا کردم ، عجب که همه چیز شد و چرا عجب؟ چه تمنایی بود تمنای تو چه زود همه چیز دیر میشود دیرگاهی بود دیروز ، امروز من گذشت و در یادی تلنگری که در ساحل پراز تشویشم زده شد و باید زندگی کرد تا زندگی هست تا خدا هست .............................
. . . . ..
. . . .. . . . . . . . . . و وقتی که زمن پرسید عشق و دوست داشتن در تو چیست؟ از دوست داشتن چی می پنداری؟ بدان ای دوست که دوست داشتم . دوست داشتم قبل اینکه بخواهم که بدونی. من از اولین لحظه ی دیدار، تو رو برای عاشق شدن دوست داشتم. و بهت گفتم که میتوانی باشی ؟؟ و از من پرسیدی که چی رو باید انتخاب کنم؟ و گفتم که خیال بود سخنم . تو همچو گمشده ای بودی برای من. که تو رو پیدا کرده ام. و بدان گر دوست بدارم تو خدایی من خواهی شد. که گر از خدا باشی و برای خدا، تو نیز هم خدایی خواهی بود. گر بهم بگویی بمیر میمیرم که شاید آرامش تو باشد. گر بگویی بخند میخندم که شاید خنده ای تو باشد. گر بگویی گریه کن میگریم که شاید شادی تو باشد. و من چه خواهم دگر وقتی که تو شاد باشی. و من از دوباره عاشق شدن می ترسیدم. عاشق شدم ولی اونو هوس تصور کردم با همه پاکی که داشت. باور نمیکردم که عاشق شده باشم. وگر بهت چیزی نگویم مپندار که دوست ندارم. لیک بدان که خیلی زیاد دوستت میدارم. که گر ترسم ز این باشد دلشکسته شی و گرنه حرف واسه گفتن زیاد دارم. عاشقانه دوستت میدارم واین عشق رو دل می نهانم تا ظهور. و بدون که برام همچو افسانه ی میمانی که سالها بدنبال آن خواهم جست. افسانه ای که هر دم اونو بردل یا آور خواهم شد. بدون که دوستت دارم ولی به فکر دوستن داشتن من مباش . این حرفا رو الان زدم و بدون دیگه اونا رو تکرار نخواهم کرد. دوستت دارم رو دل میذارم و دیگر به زبان خواهم آورد. خواستم بگم که برام همیشگی هستی نه برای الان و فردا و روزها و هفته
ها بلکه در تمام عمر برایم خوب خواهی موند. خدایی هست بین ما ..... تو رو به خدا میسپارم که بهترین امانت دار خداست. تو رو به یاد میسپارم و در دل مینویسم اسمت را با مهربانی. تو رو به باد میسپارم تا همیشه عطر خوشت رو برایم بیارد. تو رو به ماه میسپارم تا در شبهایی تاریکی ام ماه من باشی. تو رو به ستاره میسپارم تا در شبهایی بی کسی ام هم صحبتم باشی. تو رو به خوب میسپارم و تا بگویم هر دم ای خوب خوبم رو خوب دار. تو رو به خنده میسپارم تا در نارحتی بهت بگویید بخند زود بخند ای بابا
بخند دیگه خندیی بگو تا منم بخندم. تو رو به فرشته ها میسپارم و میدانم که تو هم از جنس فرشته ها هستی و
خود فرشته تو رو به خودت میسپارم مبادا بد باشی ، بد بشی امانت دار خوبی باش
برایم. مواظب خودت باش. تا بعد. اگه ازت بگذرم خودمم رو چه نامم دروغ گو هوس باز عاقل دیوانه واگه به پات بیستم شاید ع ا ش ق وگرهم واقعا عاشق باشم چه کسی به عاشق بودنم بهاء می دهد؟؟؟؟ در دیاری که به دلها و عشق اهمیت نمی دهند وفقط پول و ظاهر برایشان اهمیت دارد من دیوانه تو ، هیچ جایگاهی ندارم اگه بی وفایی کردم گناهی نداشتم بلکه گناه از جانب زمونه رنگی است که من بی رنگ رو نمایش نمیده دعا کن دعا کردم گر هردو دعا کنیم خدا اجابت خواهد کرد و گاهی وقتا خیلی دلخوش میشوم و
سربه به رویاهایم می زنم وگاهی وقتا خیلی دلگیر میشوم و سر
به جهنمم می زنم و گاهی وقتا خیلی امیدوار میشوم و سر
به فرداهایم می زنم وگاهی وقتا خیلی ناامید می شوم و سر به
دیروزهایم می زنم وگاهی وقتا خیلی دلم به حالم میسوزه و سر
به اشک چشمانم می زنم وگاهی وقتا خیلی دل شاد می شوم
و سر به قهقه ی می زنم وگاهی وقتا می گم کسی هست کنارم
و سر به خیالش می زنم و گاهی وقتا می بینم کسی نیست کنارم و سر
به خدایم (تنهایم)می زنم و گاهی وقتا روزگار ناخوش،ناخوش میشود
و سر به دلتنگی هایم می زنم وگاهی وقتا ساکت ، ساکت می شوم
و سر به هم صحبتی می زنم وگاهی وقتا خیلی بی زار می شوم و سر
به تنفرم می زنم وگاهی وقتا خیلی زود دلتنگ می شوم وسر به
دوستی میزنم ، واینکه دوستی نمی یابم گاهی وقتی،نه، همیشه دوست
داشتم،دارم، که زودتر بروم کاشکی که منو زودتر ببرد، خیلی زود و یا اینکه کسی زودتر بیاید اللهم عجل لولیک الفرج وسکوت می کنم و می روم و می گذرم هی که هی دلی رو شکستم این قرار من در بی قرار نبود گفته بودم که مایه ی شادی باشم هی که ناامید کردم دلی رو هی خواستم باشید همیشه باهم دوس دارم که همه باشند باهم دوس دارم تنهایی تنها شود دوس دارم مهربان باشم به اندازه نامهربانان غصه سخت دلگیر تو رو خواهم نوشت در دیاری عشق رو ندونستم چیست شما چی دونستید؟ برای عشقتان از چی گذشتید؟ کدوم یک از شما حاظرشد که برای دیگری تغییر کنه؟ و همدیگر رو دوست دارید و نمی توانید از هم دور باشید ،منتظر چه کسی
هستید من که نمیدانم و فقط معمایی منو دوچندان می کنید آرزو داشتم ودارم پیش شماها میبودم تا برای آخرین بار دلتون رو از همدیگر میشکستم تا بشه اونو از نو برای همیشه ترمیم می کردم قصه ی تلخی است ومن اینجا : بی دلیل کاری رو کرد و گفت برای چه کردی؟ بهم چب چب نگا کرد گفتم نکن این نگاه رو سخت است برایم لایقش نیستم اعتمادی کرد به من هر دو دل ساده بودیم و بهم چه ساده اعتماد کردیم گفت لغزیدی اعتمادم رو با کاری کاش میدونست این از سادگی بود نمیخواستم کاری بکنم گفت دلم رو شکستی هی من که خودم رو نمی بخشم که دلی رو شکستم ای دوست اگه قراری به رفتن باشد تمنا دارم نگو که دوستم بد بود همین ها شکستن دلم دیگه محالی بیش نیست دیگه عادت شده هی بدل نگیر شاد باش که منم شاد میشم شاد باش شادم من دوس میدارم که چیزی شود چیزی تغییر کند چیز جدید بیاید خب از تکرار بیزارم خب از سکوت بیزارم خب از دلتنگی بیزارم منتظرم کسی بیاید باز منتظرم کسی سخنی بگوید منتظرم لبخندی رو ببین باز برلبانی هی که هی خسته و از نفس اوفتاده ام کاش میشد که رفت به جایی کاش میشد که دیگر نشنید و ندید کاش میشد که صدایم رو میشنید چه بد هستند لحظه ها تا کی بگم به دل صبر کن تا کی باید من ساکت کنم کسی رو تا کی باید شنید و نشنیده گرفت آیی خدا که تو میدانی آره میدانی درست وخوب میدانی منو خوب میفهمی در حدی که من تورو نمیفهمم هی که هی میخواهم آهی از نهان به در دهم میزبانی و مشتاقی برایم نیست دروغ بزرگی است زندگی من که من هیچ وقت اونو باور نکرده ام ونتونسته ام که زندگی کردن رو معنی کنم پ.ن: خب دیگه نمیدونم چی بگم حتی واژه ها هم دیگه از گفتن حرفایم خسته شده اند بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله گذر کردم ورفتم چشم دیدن نداشتم آهی برای حصرتم دیگر نداشتم هی که هی رفتم ولی نتونستم که یه لحظه برم همان جا دلم مونده بود هی که هی ومیدانستم که چی میشد و برگشتم و با دلنگرونی که برگشتم و گفتن که چنین شده تو کجا بودی ،مگر ندیدی گفتم نمیدونستم ولی میدونستم و ساکت شدم وآهم رو در دل نهادم مثل همیشه وساکت موندم جهنمی شده ام ، هیچ کس کنارم نیست نهال بودم و در حسرت بهار ! ولی درخت می شوم و شوق برگ و بارم نیست به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من به جز مبارزه با آفریدگارم نیست مرا ز عشق مگویید ، عشق گمشده ای ست که هر چه هست ندارم ! که هر چه دارم نیست شبی به لطف بیا بر مزار من ، شاید بروید آن گل سرخی که بر مزارم نیست * * فاضل نظری تا کاج جشن های زمسانیت کنند آب طلب نکرده مراد نیست گاهی بها نیست که قربانیت کنند ای گل گمان مدار که به جشن عروسی میروی که شاید که خاک مرده ای ارزانیت کنند نقطه ای بین رحیم ورجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانیت کند (سهراب سپهری) هی که میگذرند ثانیه ها هی دلتنگ میشوم دوباره الکی همش الکیه بابا بی خیال ولی ولش گوید به من بمون گویمش قراری نیست در راه توهیم امید به پایان کی خواهم توان داشت؟ به بهونه ی از هر چیزی میگذرم به امید ثانیه ی به امید ساعتی به امید صبحی به امید ظهر وعصری به امید غروبی به امید روزی از خویش میگذرم روزها هم به پایان رسید به هفته ها رسیدم هفته ها هم گذشتن رسیدم به ماه وروز شمار من ماهها شدن وچه دلگیرند که منو به پاییز رسوندن وتنهایی تنهام گذاشتن توی تنهایی توی خیالی با خیال چکار میشه کرد می رود به دیاری دور منم متحیر و سرگردون راه رو گم میکنم فریادی از دل می نهم کیست که یاریم دهد؟ کیست که صدایم رو میشنود؟ بازهم توی خیالم تنهایی تنها شدم بازهم تنهایی تنها شدم و دلتنگی بی بهونه هی خواهند گذشت لحظه ها ومن هنوز خواهم بود من خواهم ماند می مانم تا کسی بیاید تا آمدنش من خواهم ماند تا آمدنش همه گنه دارند همه حق دارند چه کار میشه کرد؟ نمی دانم گله مندم امشب باز هم دوباره از چی ؟ ازکی؟ چرا؟ نمی دانم از خودم گله دارم از هیچ بودنم، با همه بودنی های که دارم گله دارم از نامردی مردان بزرگ از بزرگ بودن کوچکان گله مندم خیلی سخت کاش می شد کاری کرد سکوت را شکست سخنی گفت داد زد حقی را طلب کرد کاش می شد کاری کرد می خواهم خودم باشم بی ربط با خود چه می گوید بیهوده سخنگو من را نمی شناسد من با راه شب آشنا هستم من همه ی شب را پیموده ام من دیده ام که سحر چه دردناک از شب جدا
میشود سحر همانند من از جدایی شب سخت دردناک
میشود صدایم رو بالا می برم تا سخنی گویم تا سکوت خلوتم رو شکسته باشم شاید پیدا کرده ام من کسی را شاید هم خود رو گم کرده ام شاید هم خیالی بیش نیست شاید هم حقیقتی جاویدان باشد شاید هم بد بشم شاید هم بهترین باشم ولی هر چی باشم خوبی او رو می خواهم اگه خوش باشد من خوشبخترین خواهم بود اگه خوش بود منم خوش می شوم لبانت به ظرافتِ شعر
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادستنه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا![]()
![]()









![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
هله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله
بهله
بهله بهله بهله بهله بهله بهله بهله
![]()
![]()
![]()
![]()
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من.
لحظه ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده است.
لیک چون باید این دم گذرد،
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می خندم
خنده ام بیهوده است.
دنگ...، دنگ ....
لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سر زمان ماسیده است.
تند برمی خیزم
تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز
رنگ لذت دارد ، آویزم،
آنچه می ماند از این جهد به جای :
خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
و آنچه بر پیکر او می ماند:
نقش انگشتانم.
دنگ...
فرصتی از کف رفت.
قصه ای گشت تمام.
لحظه باید پی لحظه گذرد
تا که جان گیرد در فکر دوام،
این دوامی که درون رگ من ریخته زهر،
وا رهاینده از اندیشه من رشته حال
وز رهی دور و دراز
داده پیوندم با فکر زوال.
پرده ای می گذرد،
پرده ای می آید:
می رود نقش پی نقش دگر،
رنگ می لغزد بر رنگ.
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ :
دنگ...، دنگ ....
دنگ... ![]()


![]()
![]()
![]()
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
“تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی”
“کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم”
دردم ، درد “بی کسی” بود
![]()
با فراموشی هم آغوشت کنم .
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش .
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی .
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را .
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد … باعث ریختن اشک های تو نمی شود
![]()

شهوانیترینِ بوسهها را به شرمی چنان مبدل میکند
که جاندارِ غارنشین از آن سود میجوید
تا به صورتِ انسان درآید.
و گونههایت
با دو شیارِ مورّب،
که غرورِ تو را هدایت میکنند و
سرنوشتِ مرا
که شب را تحمل کردهام
بیآنکه به انتظارِ صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سربلند را
از روسبیخانههای دادوستد
سربهمُهر بازآوردهام.
هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست که من به زندگی نشستم!
□
و چشمانت رازِ آتش است.
و عشقت پیروزیِ آدمیست
هنگامی که به جنگِ تقدیر میشتابد.
و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
به وقاحت
پاکیِ آسمان را متهم میکند.
□
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانیِ ستمگری بود
که به آوازِ زنجیرش خو نمیکرد ــ
من با نخستین نگاهِ تو آغاز شدم.
□
توفانها
در رقصِ عظیمِ تو
به شکوهمندی
نیلبکی مینوازند،
و ترانهی رگهایت
آفتابِ همیشه را طالع میکند.
بگذار چنان از خواب برآیم
که کوچههای شهر
حضورِ مرا دریابند.
دستانت آشتی است
و دوستانی که یاری میدهند
تا دشمنی
از یاد
برده شود.
پیشانیات آینهیی بلند است
تابناک و بلند،
که «خواهرانِ هفتگانه» در آن مینگرند
تا به زیباییِ خویش دست یابند.
دو پرندهی بیطاقت در سینهات آواز میخوانند.
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آبها را گواراتر کند؟
تا در آیینه پدیدار آیی
عمری دراز در آن نگریستم
من برکهها و دریاها را گریستم
ای پریوارِ در قالبِ آدمی
که پیکرت جز در خُلوارهی ناراستی نمیسوزد! ــ
حضورت بهشتیست
که گریزِ از جهنم را توجیه میکند،
دریایی که مرا در خود غرق میکند
تا از همه گناهان و دروغ
شسته شوم.
و سپیدهدم با دستهایت بیدار میشود.
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |








